ملت‌هاي ترك و پيدايش ادبيات تركي بود. اين ادبيات از الگوهاي خارجي اقتباس شده بود، كه‌ در وهله‌ٴ اول اين الگوها عربي و فارسي بودند. متكلمان بيشتر به خود زبان عربي نياز داشتند تا ترجمه‌ٴ آن‌، ولي فارسي فرق مي‌كرد. عربي زباني استثنايي و آسماني بود، ولي فارسي بر زبان‌ عامه‌ٴ مردم برتري نداشت و از اين‌رو، كاملاً طبيعي بود كه افكار از فارسي به تركي سرايت و نفوذ كند. گلشهري در سال 1317م‌/717 ه ق منطق‌الطير عطار را به تركي ترجمه كرد.

يوناني‌

با آغاز سده‌ٴ سيزدهم تدريجاً گروه كوچكي از محققان غربي پديدار شدند كه به برتري مآخذ يوناني و ضرورت استفاده‌ٴ مستقيم از آنها معتقد بودند.
1. از يوناني به لاتيني‌.
دو تن ايتاليايي به نام‌هاي پي‌يتروي آبانويي و نيكولوي رگيويي‌، راه‌ رابرت گروستست‌، بارتولوميوي مسينايي و ويلهلم موربكي را دنبال كردند. پي‌يترو كتاب اسئله‌ٴ ارسطو و آثاري از اسكندر افروديسي‌، كاسيوس استاد طب و جالينوس را ترجمه كرد. نيكولو، صرف‌نظر از ترجمه‌ٴ مشكوك رساله‌ٴ نيكولو مورِپسوس‌، مجموعه‌ٴ بزرگي از آثار جالينوس و بقراط را به لاتيني برگرداند. گرچه نيكولو هم‌طراز ويلهلم موربكي نبود، بااين‌همه‌، ترجمه‌اش از كتاب علل اعضاي جالينوس (1322م‌/722 ه ق‌) در ترجمه‌ٴ آثار جالينوسي چنان حادثه‌اي بود كه آن را مي‌توان همتاي ترجمه‌هاي ويلهلم موربكي از سياست وتدبير منزل و ساير آثار ارسطو دانست‌.
2. از يوناني به عبري‌.
ظاهراً يهوديان ديرتر از مسيحيان متوجه برتري ترجمه‌ٴ مستقيم آثار يوناني شدند. شايد سهولت نسبي استفاده از زبان عربي يكي از علت‌هاي تأخير بود. با اين‌همه‌، با توجه به تعداد يهوديان شرقي كه مي‌توانستند با زبان يوناني آشنايي داشته‌ باشند، عجيب است كه ترجمه‌ٴ مستقيم از يوناني به عبري اين‌همه دير و اين قدر كم صورت‌ گرفت‌. شايد نخستين يهودي در سده‌هاي ميانه كه از يوناني به عبري ترجمه كرد، شمريه بن‌ الياس اهل كرت بود؛ ولي در صورتي كه اين مطلب درست باشد اطلاعات دقيقي درباره‌ٴ هويت او نداريم‌.

لاتيني‌

در اوايل سده‌هاي ميانه آثار زيادي به لاتيني ترجمه شد كه بيشتر از راه عربي بود، ولي اكنون‌ زبان لاتيني هم‌طراز عربي مي‌شد و تدريجاً معلومات موجود به اين زبان به زبان‌هاي ديگر ترجمه مي‌گرديد.
1. از لاتيني به عبري‌.
در ميان آثاري كه به زبان‌هاي ديگر برگردانده شدند، هيچ آثاري مانند